تبلیغات
تبیین کده - مطالب ابر شعر
بازی هاGames
برنامه هاApplications
گرافیکGraphic
درباره وبلاگ
About Us

دنیا را نباید دید! بلکه باید به آن نگاه کرد.
مدیر وبلاگ : محمدرضا محمدزاده
جستجو
Search
موضوعات
Category
آمار سایت
Statistics
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
امروز :
آخرین بروز رسانی :
نویسندگان
Author

متولد 1365 شهرستان کاشمر
کارشناسی ارشد مدیریت استراتژیک منابع انسانی دانشگاه تهران
پیوندهای روزانه
Daily Links
آرشیو
Archive
لینک های سایت
Links
ابر برچسب های سایت
Tags
جدید ترین مطالب
Recent Posts
امکانات جانبی
Codes
اختصاصی شعری تقدیم به پدران شهدا
با سلام و صلوات
در شب عید مبارک غدیر سال 1394 که به مناسبت عروج شهادت گونه زائران خانه خدا، طعمی غمگین به کام ما داده است، شعری را که حدود یک سال پیش برای پدران شهدا سرودم، در وبلاگم نشر می دهم.امید دارم که با دعا و تلاش همه ی حق جویان عالم هر چه سریعترزمینه سرنگونی همه ی ظالمان و مستکبران، علی الخصوص آل سعود ملعون فراهم شده و با ظهور حضرت حجت، بشر طعم عدالت و حقیقت را از دستان الهی ایشان بچشد.
والسلام علی من التبع الهدی


اشکِ پدر

 

نفرِ آخرِ دیدارِ تو بودم بابا

بعدِ عمری که گرفتارِ تو بودم بابا

خبرِ آمدنت را همه گفتند به هم

بی خبر من که خبردارِ تو بودم بابا

هر کسی خواست سلامی نکند، تا نکند

که ببیند، که پسر دارِ تو بودم بابا

این سپیدی که خمِ مویِ تو می زد به سرم

کارِ آن بود که در کارِ تو بودم بابا

بعدِ تو "خواب به چشمان ترم می شکند"

آن سبویی که بدهکارِ تو بودم بابا

مادرت شانه به کف زلفِ تو را می خواهد

این یکی را که طلبکارِ تو بودم بابا

دست هایم دگر از طاقتِ دوران رفته

فکر بازویِ علمدارِ تو بودم بابا

خواب نازی است که در محضرِ خوبان داری

از همان وقت که بیدارِ تو بودم بابا

پسرم، اشک پدر قصه ی پایان دارد

فکرِ من باش که بیمارِ تو بودم بابا

محمدرضا محمدزاده بهمن 93


برچسب ها : ، ، ، ، ، ، ،
نویسنده : پنجشنبه 9 مهر 1394 - 04:48 ب.ظ نظرات () موضوع : فرهنگی - مذهبی، اشعار و دل نوشته ها، ادامه مطلب
اختصاصی در هنگام خسوف زیبای ماه و برای خوبی های همسرم
با سلام و صلوات
این شعر رو در بامداد روز دوشنبه ششم مهر 1394 همزمان با خسوف زیبای ماه، برای همسر عزیزم و به پاس تابش خورشید گونه ای که به صحنه زندگی مشترکمون کرد، سرودم و اون رو به همه ی عاشقانی که با دوری از نگارشون به ماه نگریستند، تقدیم می کنم.


................ماه و مهر................

 
امشب که ماه، چهره ز یاران نهان کند
ما را نیاز روی نگاری چنان کند
افتاده است غمزه به بازار دلبران
گر سرخیش، به چشم نگاران عیان کند
یارب نیاوری که دل بی نشان ما
در گونه هاش، چهره ی دلبر نشان کند
فرصت غنیمت و ره ما تا نگار، دور
شاید پیام ما، لب در تب بیان کند
چون ماه در کشاکش مرگیم، در فراق
یک شعله از جمال تو، ما را جوان کند
با این وجود سرخ، به سیلی یاد دوست
باید حضور محض تو، تا اهل جان کند
امشب به ماه، چهره ز یاران نهان کند
فردا به مهر، زَیـــــــنِ اَبِـــــــــــ این جهان کند!

........محمدرضامحمدزاده.......

برچسب ها : ، ، ، ، ، ، ،
نویسنده : دوشنبه 6 مهر 1394 - 04:18 ق.ظ نظرات () موضوع : اشعار و دل نوشته ها، ادامه مطلب
اختصاصی شعری تقدیم به مادران شهدا ...

الوعده وفا !

مثل هر بار منم ، آمده ام مهمانی

عذر تقصیر، کمی دیر شده ، میدانی!

بعد تو سینه ام انگار کمی تنگ شده

جان من ، خسته شده مادر از این بی جانی

کم شده نور دو چشمان ترم،اما تو

نور چشمم ، چو مه چهاردهی ، نورانی

شب هجران تو گویا به سحر نزدیک است

نفسی نیست دگر بر دم این زندانی

راستی حسرت یک بوسه ی دیگر دارم

بارها عکس تورا بوسه زدم پنهانی

آرزویم شده دیدار تودرخواب ولی

تو مگر خواب به چشم تر من بنشانی

گفتی و وقت سفرخنده ی تلخی کردم

رفتن روح ز تن ، نیست به این آسانی!

گفته بودی نکنم گریه،نلرزد پایت

گفته بودم بروی ،منتظرم میمانی؟

پسرم!حرف من این است ، که الوعده وفا!

باید امضای تولای مرا بستانی

محمدرضا محمدزاده - 1392


برچسب ها : ، ، ، ، ، ،
نویسنده : چهارشنبه 8 بهمن 1393 - 02:48 ب.ظ نظرات () موضوع : فرهنگی - مذهبی، اشعار و دل نوشته ها، ادامه مطلب