تبلیغات

تبیین کده - مطالب ابر سنی

تبیین کده؛ جایی برای گفتگو ، تعقل و تصمیم درست

شبهه,پرسش و پاسخ,انقلاب,اسلام,ایران,تبیین,شیعه,سنی,

شعر,کاشمر,محمدرضامحمدزاده,انصارالله,تحلیل,دانشجو,

آمریکا,بیداری اسلامی,سوریه,عراق,فلسطین,یمن,حزب الله

چرا انقلاب کردیم؟

چرا دین داشته باشم ؟ ؟

جشن هسته ای ؟

اگر اسلام دین حق و قرآن کتاب کاملی است، پس چرا مسلمانان در همه جای دنیا بدبخت و گرفتار و کفار (به ویژه در اروپا و آمریکا) بسیار پیشرفته تر و متمدن تر از مسلمانان هستند؟!

دلایل اثبات امام زمان

منافات ولایت فقیه با مردم سالاری...

در باره ی پاسور(ورق بازی) - فواید و مضرات

جلوگیری از استمنا(خودارضایی یا جلق زدن)

استمنا(جلق زدن)و دیدن عکس های تحریک کننده

New Page 2

اینجا مکانی است برای درد دل، گفتگو، تعقل و گرفتن تصمیمی درست !

علت اصلی دشمنی فرقه وهابیت با شیعیان چیست؟
سه شنبه 29 مرداد 1392 ساعت 02:02 ب.ظ | نوشته ‌شده به دست محمدرضا محمدزاده | ( نظرات )


1. از جمله عوامل این دشمنی را می‌توان در تعصب مذهبی جستجو كرد، گرچه بیشتر اهل سنت نسبت به شیعیان تعصب مذهبی دارند.

داده‌های تاریخی نشان از آن دارد كه تعصبات مذهبی موجب گردیده است كه برخی از عالمان اهل سنت حكم تكفیر شیعیان را صادر كنند و آنها را مهدوالدم بدانند صدور فتوای این دسته از عالمان موجب گردید كه بعضی از شیعیان كشته شوند و اموال آنان غارت گردد؛ اما وهابیون به مراتب بیشتر از دیگر اهل سنت، تعصب مذهبی داشته و شدیداً نسبت به شیعه تعصب و كینه‌ورزی می‌نمایند. آنان نیز شیعیان را كافر دانسته و در قالب‌های مختلف علیه شیعیان جنایت می‌كنند.

تخریب اماكن مقدسه و بارگاه امامان مصادیق و نمونه‌هایی از كینه‌توزی و تعصب‌ورزی آنان است.

2. افراط و تفریط در برداشت از دستورهای دینی نیز در دشمنی وهابیت نسبت به شیعیان تأثیر دارد.شیعیان زیارت قبور معصومان را محترم شمرده و باور دارند كه پسندیده است و در جهت تعظیم شعائر الله باید قبور آنان را حرمت نهاد.

از سوی دیگر وهابیت شفاعت پیامبر و خاندان او را شرك می‌دانند، و حال آنكه شیعیان شفاعت اهل بیت(ع) را ارج نهاده و باور دارند كه پیامبر(ص) و خاندان او با اذن خداوند شفاعت می‌كنند. بدین‌سان برداشت‌های انحرافی وهابیان از آموزه و دستورهای دینی عامل مهم دشمنی آنان نسبت به شیعیان می‌باشد.

3. یكی از عوامل مهم دشمنی وهابیان نسبت به شیعیان، دشمنان می‌باشند، بدین معنا كه آنان به اختلافات و تضاد عقاید فرقه‌های اسلامی دامن زده، وانمود می‌كنند كه وهابیان طرف‌داران اسلام هستند اما شیعیان خشونت‌طلب و ضد اسلام می‌باشند!

دشمنان در قالب‌های مختلف از وهابیان حمایت كرده و به آنان آموزش می‌دهند كه چگونه بر ضد شیعیان تبلیغ كرده و علیه آنان مبارزه نمایند.

دشمنان طیف وسیعی از وهابیان را آموزش داده سپس به كشورهای دیگر اعزام نموده‌اند. وهابیان نیز با حمایت و كمك‌های دشمنان علیه شیعیان جنایت كرده و می‌نمایند. جنایت همه جانبه وهابیان نسبت به شیعیان در عراق و افغانستان شاهد این ادعا است.

4. تشكیل حكومت شیعی در ایران نیز یكی از عوامل مهم دشمنی وهابیت نسبت به شیعیان می‌باشد، زیرا این مسئله موجب پیدایش موجی از توجه بر مكتب تشیع شده، بسیاری از مسلمانان وقتی ادیان دیگر با دیدگاه مثبت به مذهب تشیع نظر می‌كنند.

تحقق انقلاب، باعث بیداری اسلامی شده، به گونه‌ای كه بسیاری از ملّت‌های مسلمان نقش ایران را در بیداری اسلامی می‌ستایند و این موجب پذیرش ایران و دیدگاه شیعی می‌شود، و این وضع متعصبان اهل سنت را كه غالباً در دین وهابی و سلفی وجود دارند عصبانی و ناراحت نموده است. آنان به صورت‌های مختلف قصد ضربه زدن به تفكر شیعی و جدا كردن آن از جامعة اسلامی را دارند.

منبع : http://www.pasokhgoo.ir




مجموعه مباحثات با برادران اهل سنت (1)/اتریش – من یک سنّی هستم
دوشنبه 7 مرداد 1392 ساعت 02:46 ق.ظ | نوشته ‌شده به دست محمدرضا محمدزاده | ( نظرات )

نام من «حسین» است، البته به این نام مستعار و زیبا صدایم می‌کردند. قسمت شد که سالیانی را در اروپا زندگی کنم و توفیق یابم با برادران اهل سنّت، از علما تا دانشگاهیان و مردم عادی به بحث و گفتگو بنشینم. اکنون خاطرات «سفر به غرب» باقی‌مانده است که در این پایگاه به شما تقدیم می‌نمایم.

قسمت اول: اتریش - «من یک سنّی هستم»

با یکی از دوستان ترکیه‌ای به نام «حسن ی.»، جهت انجام کاری، با خودروی شخصی از آلمان عازم وین شدیم. حدود ساعت 4 بعد از ظهر رسیدیم. او به من پیشنهاد داد که جهت نماز و نیز یافتن غذای هلال، به مسجد ترک‌های «ملی‌گروش» برویم و من هم پذیرفتم.

پس از نماز به محل رستوران این مسجد آمدیم. در گوشه‌ای حدود 20 نفر از جوانان مسلمان اهل سنّت که هوادار و عضو «ملی گروش - اربکان» بودند جلسه‌ای برگزار کرده بودند. ما هم این طرف مشغول غذا خوردن و صحبت با یک دیگر شدیم. البته دوست من «حسن» را می‌شناختند و در معرفی وقتی فهمیدند که من ایرانی هستم، خیلی خوشحال شدند و با صمیمت تمام از من دعوت کردند که پس از صرف نهارم، سر میز جلسه‌ی آنها حاضر شوم.

ادامه مطلب در اینجا


شیعه دراقلیت چگونه حق است؟
چهارشنبه 26 تیر 1392 ساعت 04:10 ق.ظ | نوشته ‌شده به دست محمدرضا محمدزاده | ( نظرات )
نسبت جمعیت شیعه به جمعیت مردمان کره زمین شاید هفتاد به یک باشد و همه نیز خود را محق می‌دانند. آیا ساده لوحانه نیست که ما خود را منتخب خدا بدانیم!?

بدیهی است که اگر «حق» تعریفی نداشته باشد و برای تشخیص آن نیز ملاک و معیاری وجود نداشته باشد، همین وضعیت پیش می‌آید و هر کسی خود را محق می‌خواند و اگر داوری و قضاوت لازم آید نیز ملاک‌های باطل محک تشخیص حق می‌شوند، ملاک‌هایی چون قدرت و اکثریت.

اگر به اندیشه‌های غربی توجهی کنید، همیشه چه به صورت مستقیم و چه غیر مستقیم «قدرت» را ملاک «حقانیت» بر شمرده‌اند – همیشه حق با کسی است که دارای قدرت بیشتری است و می‌تواند خواسته‌اش را با زور محقق و نظرش را با زور القا نماید. البته تا نیم قرن پیش که به نفع‌شان بود، «اکثریت» را ملاک تشخیص «حقانیت» قرار داده بودند، اما از دوره‌ای که احساس کردند اکثریت در کشور خودشان و بالتبع اکثریت در جهان با صاحبان «قدرت»، سیاست‌ها و عملکردهای‌شان مخالف هستند، مدعی شده‌اند که دیگر «اکثریت» ملاک نیست و اساساً اکثریت نا مطلع نباید بیایند در یک امر تخصصی شرکت کرده و نظر بدهند، به ویژه در عرصه سیاست، ثروت  و قدرت.

ادامه مطلب در اینجا

برچسب‌ها: شیعه , سنی , حق , اقلیت , اکثریت ,

پس چرا در قرآن به دوازده امام اشاره نشده است؟!
جمعه 7 تیر 1392 ساعت 01:21 ق.ظ | نوشته ‌شده به دست محمدرضا محمدزاده | ( نظرات )

چرا در قرآن کریم به صراحت به امامت 12 امام تصریح نشده است که این همه شبهه به وجود نیاید؟

اگر مسلمانان، حتی آنان که مثل وهابیت مدعی هستند ما به ظاهر قرآن اکتفا می‌کنیم، به آن چه در همین ظاهر بیان شده است ایمان بیاورند، دیگر هیچ شبهه‌ای راجع به امامت باقی نمی‌ماند. پس معلوم می‌شود که اینها همه بهانه است.

مگر خداوند متعال در قرآن کریم به صراحت بیان ننمود که برای هدایت انسان، «رسول، کتاب و میزان» را با هم فرستاده است؟ مگر نفرمود: که در همه امور به پیامبر اکرم صلوات الله علیه و آله تأسی کنید؟ مگر نفرمود: هر چه او داد اخذ کنید و هر چه نداد واگذارید؟ مگر نفرمود: اگر اختلافی کردید، به او رجوع کنید و هر چه حکم کرد بپذیرید ...؟ پس چرا این همه آیات صریح و روشن [در ظاهر و باطن] رها می‌کنند، پیامبر اعظم (ص) را اطاعت نمی‌کنند، علم قرآن را از دو نمی‌گیرند ... و به دنبال نام علی، حسن، حسین و ... علیهم‌السلام در قرآن می‌گردند و چون پیدا نمی‌کنند، منکر شده یا شبهه می‌کنند؟!

ادامه مطلب در اینجا


 
آخرین مطالب
نویسندگان
دیگر موارد
تعداد مطالب :
تعداد نویسندگان :
آخرین بروز رسانی :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
بازدید کل :
آخرین بازدید :