تبلیغات

تبیین کده - مطالب ابر دین

تبیین کده؛ جایی برای گفتگو ، تعقل و تصمیم درست

شبهه,پرسش و پاسخ,انقلاب,اسلام,ایران,تبیین,شیعه,سنی,

شعر,کاشمر,محمدرضامحمدزاده,انصارالله,تحلیل,دانشجو,

آمریکا,بیداری اسلامی,سوریه,عراق,فلسطین,یمن,حزب الله

چرا انقلاب کردیم؟

چرا دین داشته باشم ؟ ؟

جشن هسته ای ؟

اگر اسلام دین حق و قرآن کتاب کاملی است، پس چرا مسلمانان در همه جای دنیا بدبخت و گرفتار و کفار (به ویژه در اروپا و آمریکا) بسیار پیشرفته تر و متمدن تر از مسلمانان هستند؟!

دلایل اثبات امام زمان

منافات ولایت فقیه با مردم سالاری...

در باره ی پاسور(ورق بازی) - فواید و مضرات

جلوگیری از استمنا(خودارضایی یا جلق زدن)

استمنا(جلق زدن)و دیدن عکس های تحریک کننده

New Page 2

اینجا مکانی است برای درد دل، گفتگو، تعقل و گرفتن تصمیمی درست !

مسیحیت امروز؛نظر جالب پاپ در رابطه با هجمنس بازی
پنجشنبه 21 فروردین 1393 ساعت 11:58 ق.ظ | نوشته ‌شده به دست محمدرضا محمدزاده | ( نظرات )

نظر مسیحیت و پاپ اعظم واتیکان در مورد آزادی همجنس بازان چه می‌باشد؟ این مسأله بارها از سوی حقوق بشری غرب چماقی شده بر سر کشورهایی مثل ایران؛ اګر پاب مخالف همجنس‌بازی است چرا در واکنش به این مراجع ظاهراً حقوق بشری که اکثراً مسیحی هستند اعتراضی نمی‌کند؟

الف – همجنس‌بازی برای غرب (نظام سلطه)، صرفاً یک مسئله‌ی جنسی نیست که فواید اقتصادی نیز داشته باشد. بلکه یکی از اصول اصلی ماسونی در جهانی‌سازی و استراتژی «کنترل ذهن = Minde Control» می‌باشد که جایگزین همه ایسم‌ها خواهد شد و تحت ماسک مراحل تکاملی «لیبرال دموکراسی» بیش از پیش تحمیل خواهد شد.

در این استراتژی که تداوم ایسم‌ها و استراتژی‌های قبلی است، نوع بشر باید از هر قیدی [اعم از دین، وطن، فرهنگ، زبان، ملیت، عواطف، ارزش‌ها، تعهدات خانوادگی چون پدری، مادری، همسری، فرزندی و ...] رها شود تا بتوان او را در حکومت واحد تحت کنترل درآورد؛ اما مهم این است که انسان از قیدی هم رها شود، بالاخره در قید و کنترل ذهن خود باقی می‌ماند و ذهن نیز دوره‌گرد و حتی هرزه‌گرد است. لذا ذهن نیز باید تحت کنترل درآید. آن هم از یک مرکز. و تمامی ابزارهای جدید الکترونیک و ارتباطات با ابزارها و امکانات نوین (مثل: اینترنت، فیس‌بوک، تویتر و ...) نیز برای تحقق همین هدف می‌باشد.بقیه در ادامه مطلب...

ادامه مطلب در اینجا


سوالاتی در باره محمد(پیامبر اسلام)...
چهارشنبه 9 بهمن 1392 ساعت 08:35 ق.ظ | نوشته ‌شده به دست محمدرضا محمدزاده | ( نظرات )

باسلام.با توجه به سوالاتی که چند نفر از دوستان از بنده داشتند ،  تحقیقی که در رابطه با حضرت محمد انجام دادم و از بین منابعی که یافتم چند مورد را برایتان با ذکر سوال در این مطلب قرار می دهم.
سوال سوم تقریبا دارای پاسخ هایی برای هر سه سوال است ولی توصیه می شود با انتخاب یک پاسخ در باره هر سوال آن را به طور کامل مطالعه کنید.
بازهم مانند چند پست گذشته گفتن این نکته حائز احمیت است که در راه تحقیق و بررسی افکار رو عقاید باید بی طرف و بدون تعصب و البته صبور بود تا بتوان به میزان کافی مطالعه کرد و پژوهش انجام داد.موفق باشید.

سوالات:

1-اگر هر امتی باید به دین پیامبر قبلی باشد، چرا حضرت محمد صلوات الله علیه و آله قبل از بعثت مسیحی نبود؟
2-آیا پیامبر معجزه نداشت؟
3-چطور می شود اثبات کرد که محمد پیامبر خداست؟

.................. پاسخ هایی برای سوال اول...................


....................... پاسخی برای سوال دوم.....................


................... پاسخ هایی برای سوال سوم.................





چرا دین داشته باشم ؟
پنجشنبه 3 بهمن 1392 ساعت 11:25 ب.ظ | نوشته ‌شده به دست محمدرضا محمدزاده | ( نظرات )



اولا: انسان بودن انسان به عقل و خرد اوست . این وصف (عقل) آدمی را از سایر حیوانات متمایز می‌کند . عقل حکم می‌کند که انسان برای تامین سعادت همه جانبه خود در دنیا و آخرت یعنی حیات زودگذر دنیا و حیات جاودان اخروی نیازمند به دین وقوانین آسمانی است تا او را به سوی این هدف عالی هدایت کند . انسان بدون دین هرگز نمی تواند در مسیر تکامل و سعادت همه جانبه خود حرکت کند. بنابراین دین دارای یک کاربردی است که الزام عقلی دارد یعنی عقل حکم می‌کند که انسان بدون دین نمی تواند در زندگی خود سعادتمند شود.

ثانیا: نیاز انسان به دین یک نیاز فطری است . انسان فطرتا به گونه ای است که در وجود خود نیاز به کامل‌ترین قوانین که بتواند به طور کامل سعادت همه جانبه او را تامین کند، احساس می‌نماید. ممکن است درک فطری در افراد به دلایل گوناگون دچار شدت و ضعف باشد، ولی اصل آن احساس عمومی است و در نهاد وجودی همه انسان‌ها وجود دارد.

در رابطه با دین ؛ هر عقل سلیمی نیاز بشر برای وجود قانون را نمی تواند نفی کند و اگر هم این قانون فردی باشد و هر کس برای خودش قانون گذاری کند برای زندگی جمعی و روابط پیچیده بشری قطعا کارا نیست.نظر دیگری به میان می اید و ان قانون گذاری مردم برای مردم است.پس ما می پرسیم یعنی همه  مردم با هم بنشینندو قانون بنویسند میگویند نمی شود.عده ای از مردم باید برای همه قانون بگذارند که باید انتخاب شوند.چگونه؟


ادامه مطلب در اینجا


آیا عقل ، ناقص و محتاج وحی است؟
سه شنبه 12 شهریور 1392 ساعت 12:01 ق.ظ | نوشته ‌شده به دست محمدرضا محمدزاده | ( نظرات )
چگونه می توان ثابت کرد که عقل انسان برای رسیدن انسان به سعادت ناقص و محتاج وحی است؟

کوتاه‌ترین پاسخ، نگاه عاقلانه و وضعیت موجود بشر مدعی دیروزی و  امروزی است. جهل، گرسنگی، ظلم، قتل، غارت، تجاوز، خودکشی، نسل‌کشی، کشورگشایی و ...، آن هم به عاملیت مدعیان عقل تکامل یافته  علم پیشرفته  تکنولوژی برتر  کفایت قوانین حقوق بشر  منجیان عالم بشریت، یعنی آمریکا و اروپا. اگر عقل و علم انسان (به مفهوم ظاهری آن و نه فلسفی و عرفانی) اندکی کفاف می‌داد و پاسخگو برای هدایت بشر به سوی سعادت دنیوی و اخروی بود، وضع بشر امروزی اینگونه نبود. و اساساً همین که پس از گذشت هزاران سال از عمر بشر و این همه پیشرفت عقلی و علمی، هنوز سؤال و اختلاف نظر، حتی راجع به کلیات وجود دارد، دلیل دیگری بر ناتوانی بشر بر هدایت خویش بر سبیل سعادت است.

اما، در مقام پاسخ علمی، باید ابتدا با تعریف «عقل» و کاربردهای آن آشنا شد. چه بسا منظور از سؤال «علم» بشر باشد، لذا لازم است که حیطه‌ی عمل، کارآیی و کمال هر یک از دو مقوله‌ی «علم» و «عقل» مورد نظر قرار گیرد.

ادامه مطلب در اینجا


بدون دین هم میشه خوب بود...
دوشنبه 10 تیر 1392 ساعت 03:24 ق.ظ | نوشته ‌شده به دست محمدرضا محمدزاده | ( نظرات )
وقتی انسان می‌تواند خودش آدم خوبی باشد، دیگر نیازی به خدا یا دین ندارد! پاسخ چیست؟

چنین ادعایی خود دلیل بر نشناختن خدا، دین، آدم  و هم چنین خوبی و بدی است. باید دقت نمود که اساساً تعریف «آدم» و «کار خوب» چیست؟ اصلاً خدایی وجود دارد یا ندارد؟ و اگر وجود دارد (که به گواهی عقل شکی در آن نیست)، آیا نیاز انسان به خدا و سپس دین خدا فقط برای خوب شدن است؟ حالا تعریف خوبی چیست؟ مصادیق آن کدام است؟ محک تشخیص و ملاک داوری چیست یا کیست؟ آیا هر کس هر کاری کرد که به نظرش خوب آمد، آن کار خوب است؟ آیا ملاک خوبی فقط لذت (اندیشه‌های نوین غرب) است؟ یا اگر اکثریت رأی دادند که فعل یا حالتی خوب است، آن وقت خوب می‌شود و اگر رأی ندادند بد می‌شود! پس آیا خوبی و بدی اصالتی ندارند؟!

الف – القای این که نیاز به خدا فقط به خاطر خوب شدن است، القای غلط و کاذبی است. خداوند متعال خالق، رازق، مالک و ربّ عالم هستی است. وجود مخلوقات همه تجلی وجود اوست و بقای عالم با تمامی عناصرش منوط به حکمت، علم، مشیّت و اراده اوست. انسان نه در پدید آوردن کائنات نقشی دارد و نه اداره‌ی حکیمانه آن و نه در تربیب امور و ربوبیّت آن، اما به همه آنها محتاج است. پس هر آن محتاج خداوند کریم و منّان است:

«یَا أَیُّهَا النَّاسُ أَنتُمُ الْفُقَرَاء إِلَى اللَّهِ وَاللَّهُ هُوَ الْغَنِیُّ الْحَمِیدُ» (فاطر، 15)

ترجمه: اى مردم شما به خدا نیازمندید و خداست كه بى‏نیاز ستوده است.

ادامه مطلب در اینجا


نظراسلام در باره کشتن حیوانات
شنبه 8 تیر 1392 ساعت 12:22 ق.ظ | نوشته ‌شده به دست محمدرضا محمدزاده | ( نظرات )
از نظر دین اسلام کشتن چه حیواناتی جایز و کشتن چه حیواناتی حرام است؟ دستورات و سفارش های دین در این باره، چگونه است؟

پاسخ

به جز حیواناتی که جهت مصرف و خوراک انسان کشته می شود؛ در مورد کشتن سایر حیوانات، توجه به دو نکته ضروری است:

1- هر حیوانی که در ملکیت دیگری است؛ کشتن آن ممنوع است. حتی  مانند مگس و پشه ای که مثلا دانشمند حشره  شناسی برای تحقیق آن ها را جمع آوری کرده است.

2- هر حیوانی که آزار دهنده است و برای دفع آزار آن، راهی جز کشتن نیست؛ می توان آن را کشت. گرچه مانند پرستو باشد که کشتن آن به خودی خود کراهت دارد.

در آزاررسانی نیز فرقی نمی کند که به خود شخص آزار برساند یا به دیگرانی که آزار دیدن آن ها مسؤلیتی بیاورد و یا باعث آلودگی مواد غذایی و یا مولد بیماری شود.

اما برای جزئی تر شدن گفتار از روایات بهره می گیریم. حاصل روایات آن است که دو گونه حکم برای کشتار حیوانات قابل تصور است:

1- جواز کشتن؛ به این معنا که اگر کسی آن ها را بکشد؛ گنه کار نیست. با این روی کرد؛ کشتن همه حیوانات جایز و بدون اشکال است. اما درخصوص کشتن این حیوانات سفارش هم شده است: انواع مارها،حیوانات ریز مثل شپش، کلاغ، عقرب، سگ هار.

2-سفارش به نکشتن؛ به این معنا که معصومان علیهم السلام علاقه مند بودند که انسان ها از کشتن آن ها صرف نظر کنند. از این روی حتی از بردن نامشان هم دریغ نکردند: پرستو، هدهد، فاخته(کوکو)، قنبره(چکاوک)،حباری(هوبره) ،صرد(مرغی است که گنجشک را شکار می‏کند و به فارسی ورکاک است) و صوّام(لک لک، ظاهرا) ، شقراق(سبز قبا) مورچه، زنبور عسل، وزغ و هر حیوانی که به انسان پناه آورد.( عاملی، شیخ حر، وسائل الشیعه، ج 11 تا 23)


منبع : www.hawzah.net


مرتبط با: فرهنگی - مذهبی ,


 
آخرین مطالب
نویسندگان
دیگر موارد
تعداد مطالب :
تعداد نویسندگان :
آخرین بروز رسانی :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
بازدید کل :
آخرین بازدید :