تبیین کده

اینجا مکانی است برای درد دل، گفتگو، تعقل و گرفتن تصمیمی درست !

با سلام و صلوات
در شب عید مبارک غدیر سال 1394 که به مناسبت عروج شهادت گونه زائران خانه خدا، طعمی غمگین به کام ما داده است، شعری را که حدود یک سال پیش برای پدران شهدا سرودم، در وبلاگم نشر می دهم.امید دارم که با دعا و تلاش همه ی حق جویان عالم هر چه سریعترزمینه سرنگونی همه ی ظالمان و مستکبران، علی الخصوص آل سعود ملعون فراهم شده و با ظهور حضرت حجت، بشر طعم عدالت و حقیقت را از دستان الهی ایشان بچشد.
والسلام علی من التبع الهدی


اشکِ پدر

 

نفرِ آخرِ دیدارِ تو بودم بابا

بعدِ عمری که گرفتارِ تو بودم بابا

خبرِ آمدنت را همه گفتند به هم

بی خبر من که خبردارِ تو بودم بابا

هر کسی خواست سلامی نکند، تا نکند

که ببیند، که پسر دارِ تو بودم بابا

این سپیدی که خمِ مویِ تو می زد به سرم

کارِ آن بود که در کارِ تو بودم بابا

بعدِ تو "خواب به چشمان ترم می شکند"

آن سبویی که بدهکارِ تو بودم بابا

مادرت شانه به کف زلفِ تو را می خواهد

این یکی را که طلبکارِ تو بودم بابا

دست هایم دگر از طاقتِ دوران رفته

فکر بازویِ علمدارِ تو بودم بابا

خواب نازی است که در محضرِ خوبان داری

از همان وقت که بیدارِ تو بودم بابا

پسرم، اشک پدر قصه ی پایان دارد

فکرِ من باش که بیمارِ تو بودم بابا

محمدرضا محمدزاده بهمن 93

نظرات() 

پنجشنبه 3 بهمن 1392

چرا دین داشته باشم ؟

نویسنده: محمدرضا محمدزاده   طبقه بندی: تبیین شبهات، مدیریت، 




اولا: انسان بودن انسان به عقل و خرد اوست . این وصف (عقل) آدمی را از سایر حیوانات متمایز می‌کند . عقل حکم می‌کند که انسان برای تامین سعادت همه جانبه خود در دنیا و آخرت یعنی حیات زودگذر دنیا و حیات جاودان اخروی نیازمند به دین وقوانین آسمانی است تا او را به سوی این هدف عالی هدایت کند . انسان بدون دین هرگز نمی تواند در مسیر تکامل و سعادت همه جانبه خود حرکت کند. بنابراین دین دارای یک کاربردی است که الزام عقلی دارد یعنی عقل حکم می‌کند که انسان بدون دین نمی تواند در زندگی خود سعادتمند شود.

ثانیا: نیاز انسان به دین یک نیاز فطری است . انسان فطرتا به گونه ای است که در وجود خود نیاز به کامل‌ترین قوانین که بتواند به طور کامل سعادت همه جانبه او را تامین کند، احساس می‌نماید. ممکن است درک فطری در افراد به دلایل گوناگون دچار شدت و ضعف باشد، ولی اصل آن احساس عمومی است و در نهاد وجودی همه انسان‌ها وجود دارد.

در رابطه با دین ؛ هر عقل سلیمی نیاز بشر برای وجود قانون را نمی تواند نفی کند و اگر هم این قانون فردی باشد و هر کس برای خودش قانون گذاری کند برای زندگی جمعی و روابط پیچیده بشری قطعا کارا نیست.نظر دیگری به میان می اید و ان قانون گذاری مردم برای مردم است.پس ما می پرسیم یعنی همه  مردم با هم بنشینندو قانون بنویسند میگویند نمی شود.عده ای از مردم باید برای همه قانون بگذارند که باید انتخاب شوند.چگونه؟


ادامه مطلب در اینجا

نظرات() 
  • آخرین پستها

آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :