تبیین کده

اینجا مکانی است برای درد دل، گفتگو، تعقل و گرفتن تصمیمی درست !

عرض سلام...

والا من دیشب بی خوابی به سرم زده بودو گفتم بعد مدتی یه شعر به مناسبت شبش!، که شب آخرین امتحان دوره ارشدم بود، بگم!یعنی از خودم در وکنم!!!

خب، نشستم به مکاشفه و گفتم!!

این شعر رو اولا به همه ی هم کلاسی های بزرگوارم  و سپس به همه ی دانشجویان ایران تقدیم می کنم و در ثانی! برای ثبت در تاریخ در وبلاگم منتشر می کنم!!!

التماس دعای فرج

 

"به نام او که عین علم است"

عروج شب امتحان

من و امتحان شب آخرم

شب امتحانی که بر من گذشت

به یاد همه، روزهای قدیم

هر انچه ز کف رفت و بر هم نگشت!

.....

ز یاران دیرین شب های سخت

همه گرد یک جزوه ی خط خطی

نشستن به پای اهالی علم

به جرم من و ترمی از راحتی

.....

شبی که هزاران شبش خوانده اند

شب قدر دانشجوی تنبل است

برای من از بلا بی خبر

شب امتحان موقع سمبل است

.....

خب این فصل که حذف استاد شد!

در این فصل هم مطلبی باز نیست!

و این فصل هم سخت شد، بگذریم

وا ین فصل آخر که جز راز نیست!

.....

عجب امتحانها که راحت شدند

در این راهکار شب امتحان

من از آخرین مدرک علمی ام

قلنجی گرفتم که دندان ز نان!

......

در این درس و فصل و کتاب و ورق

به جز نکته ای ریز و آسان نبود

که تدبیر سالم در ایران ما

به جز کار شب های بحران نبود!

......

ولی هر چه بودیم و خواهیم شد!

اگر سر به زیر و اگر قهرمان

نبود و نه هست و نه خواهد رسید

مگر در عروج شب امتحان!

 ......

محمدرضا محمدزاده

سحرگاه  بیست و دوم دی ماه هزارو سیصدو نود و سه

نظرات() 
  • آخرین پستها

آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات