تبلیغات

تبیین کده - مراسم شادی اهل بیت؛ با روضه یا بی روضه؟(خواندن روضه در مولودی؛خوب یا بد؟) به همراه مقدمه ای در باب اینکه آیا تشیع، مذهب غم است؟

تبیین کده؛ جایی برای گفتگو ، تعقل و تصمیم درست

شبهه,پرسش و پاسخ,انقلاب,اسلام,ایران,تبیین,شیعه,سنی,

شعر,کاشمر,محمدرضامحمدزاده,انصارالله,تحلیل,دانشجو,

آمریکا,بیداری اسلامی,سوریه,عراق,فلسطین,یمن,حزب الله

چرا انقلاب کردیم؟

چرا دین داشته باشم ؟ ؟

جشن هسته ای ؟

اگر اسلام دین حق و قرآن کتاب کاملی است، پس چرا مسلمانان در همه جای دنیا بدبخت و گرفتار و کفار (به ویژه در اروپا و آمریکا) بسیار پیشرفته تر و متمدن تر از مسلمانان هستند؟!

دلایل اثبات امام زمان

منافات ولایت فقیه با مردم سالاری...

در باره ی پاسور(ورق بازی) - فواید و مضرات

جلوگیری از استمنا(خودارضایی یا جلق زدن)

استمنا(جلق زدن)و دیدن عکس های تحریک کننده

New Page 2

اینجا مکانی است برای درد دل، گفتگو، تعقل و گرفتن تصمیمی درست !

مراسم شادی اهل بیت؛ با روضه یا بی روضه؟(خواندن روضه در مولودی؛خوب یا بد؟) به همراه مقدمه ای در باب اینکه آیا تشیع، مذهب غم است؟
دوشنبه 8 اردیبهشت 1393 ساعت 07:23 ب.ظ | نوشته ‌شده به دست محمدرضا محمدزاده | ( نظرات )



با توجه به بحث های ایجاد شده پیرامون مسئله ی چگونگی برگزاری مراسم شادی اهل بیت علیهم السلام بر آن شدم تا تحقیق و گردآوری پیرامون این موضوع انجام داده و آن را برای استفاده دوستان انتشار دهم.

همه ساله و در برگزاری مراسم مولودی برای اهل بیت علیهم السلام مداحان به مدیحه سرایی پرداخته و با سرود هایی مذهبی و تحت تعریف شادی اسلامی،  شور خاصی به مجالس اهل بیت می دهند.

در این مراسمات گاهی برخی مداحان در پایان یا آغاز جلسه گریزی به روضه های اهل بیت می زنند و لحظاتی هر چند کوتاه فضای روضه را بر جلسه حاکم می کنند.

در این میان دو نوع برخورد با این قضیه در میان اهالی هیات و بزرگان مذهبی  فرهنگی کشور وجود دارد.عده ای معتقدند که روضه و گریه برای اهل بیت در این مجالس ایرادی ندارد و عده ای به آن خرده گرفته و می گویند که نباید مجالس مولودی با روضه ی اهل بیت آغشته شود.

بنده سعی کردم با رویکردی علمی گوشه هایی پنهان از این مسئله را برای طالبان حقیقت آشکار کنم.علی الخصوص در تعریف غم و شادی.فقط بنده منابع و مراجع را به دلیل وقت گیر بودن تنظیم آنها نیاوردم و می توانید مرجع هر قسمت را از بنده بخواهید که تقدیم خواهم کرد.انشالله جهت حفظ حقوق محققین در آینده منابع رو به متن اضافه خواهم کرد.

توصیه ای خودمانی برای مطالعه :

خوانندگان عزیز اگر تمایل دارند بحثی کاملا علمی رو مطالعه کنند توصیه میشه همه ی مطلب رو بخونن تا کار درست رو انجام داده باشن و در صورتی که حوصله ندارید( که در بررسی علمی کار بدی هم هستش!) ،بنده براتون قسمت های مهمش رو مشخص کردم تا فقط اونا رو بخونید.اتفاقا بسیاری از متن رو هم حذف کردم.در جریان باشید که به دست آوردن علم آسون نیست رفقا و برای امام زمان باید با فکر،علم و تلاش خدمت کرد.در پایان این متن هم نتیجه و برداشت شخصی خودم رو بیان کردم.


ابتدا لازم است شادی و غم را تعریف کنیم :

شادی :

1- ماهیت شادی از دیدگاه دانشمندان و صاحب‌نظران

از آنجایی‌که شادی یکی از ویژگی‌های فطری انسان است از دیر باز ذهن متفکران را به خود مشغول کرده است به‌گونه‌ای که ارسطو شادمانی را این‌گونه تعریف می‌کند: «شادمانی عبارت است از پروراندن و نشو و نما دادن عالی‌ترین صفات و خصایص انسانی» 

ارسطو دست کم به سه نوع شادمانی معتقد است در پایین‌ترین سطح عقیده مردم عادی است که شادمانی را معادل موفقیت و کامیابی می‌دانند و در سطح بالاتر آن شادمانی مورد نظر ارسطو یا شادمانی ناشی از معنویت قرار می‌گیرد.

2- ماهیت شادی در علم روان‌شناسی:

شوارز و استراک معتقدند که افراد شادکام کسانی هستند که در پردازش اطلاعات در جهت‌ خوش‌بینی و خوشحالی سوگیری دارند یعنی اطلاعات را طوری پردازش و تفسیر می‌کنند که به شادمانی آنان منجر شود.

داینر معتقد است که شادکامی نوعی ارزشیابی است که فرد از خود و زندگی خود به عمل می‌آورد و مواردی از قبیل رضایت از زندگی، هیجان، و خلق مثبت، فقدان افسردگی و اضطراب را شامل می‌شود و جنبه‌های مختلف آن هم به شکل شناخت و عواطف است. وکاستا و مک‌کری که مدعی کشف ژن شادی بودند شادمانی را به‌طور عمده به برون‌نگرایی و ثبات هیجانی مربوط ساختند.

دکتر مایکل آیزنک روانشناس شادی در کتاب خود با همین عنوان می‌گوید: «شادی عبارت است از مجموع لذت‌های بدون درد» و با در تعریف دیگر می‌گوید «شادی آرامش‌خاطر و رضایت باطن است که همه آرزوی آن را دارند»  و یا در بیان دیگر می‌گوید: «شادی احساس مثبتی است که زندگی را شیرین می‌کند و محصول آن رفتاری است که باعث انبساط‌خاطر فرد می‌شود و از نیازهای حیاتی که ملامت عاطفی او را به‌دنبال دارد حکایت می‌کند» و در بیان دیگر می‌گوید: «شادی و خرسندی حالتی است درونی که از آرامش‌خاطر و رضایت باطن حکایت می‌کند پس شادی خالص صادق و پایدار آن است که تأثیرات منفی و مضر به همراه نداشته باشد»

اما شاید تعریف داینر که گذشت و ارجیل هم با او هم‌نظر است بهترین تعریف باشد چون آنها معتقدند که شادکامی شامل حالت خوشحالی یا سرور (هیجانات مثبت) راضی بودن از زندگی و فقدان افسردگی و اضطراب (عواطف منفی) است چون مجموعه‌ای از عواطف مثبت و منفی را که درونی هستند را در نظر گرفته است و در بعد بیرونی نیز به رضایت از زندگی اشاره دارد (خوش کنش و کشاورز افشار، 1387ش: 42).

3- ماهیت شادی در نظر صاحب‌نظران اسلامی:

مرحوم شهید مطهری در مورد شادی می‌گوید: «سرور حالت خوش و لذت‌بخشی است که از علم و اطلاع بر اینکه یکی از هدف‌ها و آرزوها انجام یافته یا انجام خواهد یافت به انسان دست می‌دهد و غم و اندوه حالت ناگوار و درد‌ناکی است که از اطلاع بر انجام نشدن یکی از هدف‌ها و آرزوها به انسان دست می‌دهد»


محققان اسلامی دیگری که در حال حاضر در این زمینه تحقیق کرده‌اند نیز در مورد آن گفته‌اند:

الف) آقای کمیلی در کتاب شادی نشاط جوانی اسلام می‌گوید: «فرهنگ دینی شادی همان سرور است رسیدن به اوصاف پنهانی و قلبی و دست‌یابی به منفعتی که مصلحت دین و دنیای شخص را تضمین می‌کند»

ب) آقای یثربی: «شادی همچون نفس كشیدن، عشق ورزیدن، درد كشیدن و... از امور بدیهی، طبیعی و جزء پدیده‌های رایج زندگی بشر است كه مفهوم آن بر انسان پوشیده نیست. شادی، همان انبساط و نشاط درونی است كه همواره انسان با رسیدن به مطلوب و برآورده شدن مقصود به‌طور حضوری آن‌را در خود احساس و درك كرده و معمولاً با تبسّم، خنده و... همراه است»

از مجموع مباحثی که از صاحب‌نظران اسلامی در این زمینه مطرح شد بر می‌آید که ماهیت شادی از نظر صاحب‌نظران اسلامی همان بحث رضا است که ما در معارف دینی خود به آن می‌پردازیم و از ملزومات دین ما و ایمان به خدا است که حقیقت آن در این آیه متبلور شده که: «لِكَیْلا تَأْسَوْا عَلى‏ ما فاتَكُمْ وَ لا تَفْرَحُوا بِما آتاكُمْ» (سوره حدید/آیه 23(


غم :

1- غم در روان شناسی

تمام هیجانات موجود در انسان ها، لازمه زندگی انسانی است. غم، اندوه، ترس، خشم، تنفر، محبت و... برای سازش با محیط و صیانت ذات نوع بشر، ضروری به نظر می رسد و از رفتارهای بهنجار محسوب می شود؛ اما گاهی همین هیجانات مفید، در مسیر یك هیجان نابهنجار قرار می گیرند.

هیچ یك از روان شناسان، غم و اندوه را یك هیجان مضر و غیر لازم ندانسته اند؛ اگرچه آزارنده ترین هیجان نامیده اند. اما این هیجان آزارنده، فرد را برای انجام هر نوع رفتار لازم برای كاهش موقعیت های اندوهبار برمی انگیزد.

البته غمگینی معادل افسردگی نیست؛ اما بی تردید، افسردگی شامل حالت غمگینی هست كه بر زندگی روزمره، فعالیت، ارزشیابی خود، قضاوت و كنش های ابتدایی، مانند خواب و اشتها اثر می گذارد. غمگینی، می تواند واكنشی به یك رویداد رنج آور باشد و هنگامی مرض محسوب می شود كه از لحاظ شدت و طول مدت با در نظر گرفتن اهمیت این رویداد، جنبه افراطی پیدا كند و به خصوص وقتی كه بدون علت ظاهری آشكار شود. بنابراین غمگینی افراطی یا بدون علت موجه، در چارچوب افسردگی قرار می گیرد و وجود عوامل آمادگی و آسیب پذیری فردی را القا می كند. این عوامل می توانند ژنتیكی، روان شناختی، زیست شناختی یا محیطی باشند و در اغلب موارد با درهم تنیدگی آن ها روبه رو هستیم.

نشانه های افسردگی

اگر دست كم، پنج نشانه از نشانه هایی كه در پی می اید، در خلال دوره ای بیش از دو هفته، مشاهده شود و در كن

وری قبلی بیمار تغییری را نشان دهد، افسردگی روی داده استاین نشانه ها عبارتند از:

1.       وجود خلق افسرده، در تمام روز و تقریباً همه روزه كه بر اساس گزارش بیمار (مثل احساس غم یا خلأ) یا مشاهده اطرافیان (مثل غمگین به نظر رسیدن) مشخص می شود.

2.        كاهش مشخص رغبت یا لذت، در تمام یا بیشتر فعالیت ها، در تمام روز و تقریباً همه روزه كه بیمار به وجود آن اشاره می كند یا دیگران آن را در وی مشاهده می كنند.

3.        كاهش معنادار وزن بدن، رژیم كم خوری یا افزایش وزن (مثلاً تغییر بیش از 5 درصد وزن بدن در یك ماه) یا كاهش یا افزایش تقریباً همه روزه اشتها.

4.       بی خوابی یا فزون خوابی تقریباً همه روزه.

5.        ناآرامی یا كندی روانی حركتی تقریباً همه روزه.

6.        خستگی یا از دست دادن انرژی تقریباً همه روزه.

7.        احساس عدم شایستگی یا گنهكاری مفرط یا نامتناسب تقریباً همه روزه.

8.        كاهش توانایی در فكر كردن یا تمركز ذهنی یا حالت بی تصمیمی تقریباً همه روزه.

9.        افكار راجعه (بازگشتی) مرگ (نه فقط ترس از مردن) و افكار راجعه انتحاری بدون طرحی معین، یا وسوسه خودكشی یا طرحی معین برای خودكشی.

با توجه به این نشانه شناسی، حداقل پنچ نشانه با زمان معینی لازم است تا افسردگی را دربارة كسی تشخیص دهیم؛ لذا صرف ناراحتی یا غمگین بودن، نمی تواند نشانه افسردگی باشد.

2- بررسی روایات حزن

حزن مذموم

تعدادی از روآیت، به نامطلوب بودن غم اشاره دارند كه به چند مورد آن اشاره می كنیم:

1.       امیرالمؤمنین(ع) فرمود:قال النبی:تعوذوا بالله من حب الحزن؛

پیامبر فرمود: از اینكه حزن را دوست داشته باشید، به خدا پناه ببرید.یعنی حزن و اندوه، حتی سزاوار دوست داشتن و مطلوب بودن نیز نمی باشد.

2.        از امام جعفر صادق(ع)روایت شده است كه فرمودرسول اكرم(ص) پیوسته پس از نماز صبح، این دعا را می خواند: "خدایا از هم و حزن و ناتوانی و تنبلی و بخل و... به تو پناه می برم ".

می بینیم رسول خدا(ص)توصیه می كند از غم به خدا پناه ببرید و خود نیز پیوسته از غم و حزن و ... به خدا پناه می برد.

حزن ممدوح

آنچه در نگاه نخست، تعجب برانگیز است، روایاتی است كه نوعی از حزن را ستوده و آن را لازمه كمال ایمان و تقوا شمرده است. شاید به استناد این دلایل باشد كه عده ای می گویند: ماهیت دین، غم پرور است؛ چرا كه از طرفی بیشتر شادی ها با اموری همراه هستند كه از نظر اسلام، لهو و لغو محسوب می شوند و از ناحیه ای دیگر، مؤمن كسی است كه همیشه در دل، غم و حزنی را همراه داشته باشد و اگر هم با دیگران معاشرت دارد و لبخندی را به لب می آورد، در درون خویش محزون است. وقتی شخص آرمانی اسلام، چنین باشد، بی شك افرادی كه این نقطه آرمانی را در نظر دارند، افرادی غمگین خواهند شد.

برای بررسی این دیدگاه، به چند گروه از روآیات اشاره می كنیم:

الف: رسول خدا (ص) و حزن

از امام جواد(ع) حكایت شده:كان رسول الله (ص) متواصل الاحزان، دائم الفكرة؛رسول خدا (ص) همیشه محزون و پیوسته در حال تفكر بود.

ب: حزن و عبادت

رسول خدا (ص) در وصیت خود به ابوذر فرمود:ما عبد الله علی مثل طول الحزن؛خداوند به چیزی مانند طول غم و اندوه، عبادت نشده است.

ج: حزن و تقوا

امیرالمؤمنین دربارة صفات پرهیزكاران فرمود:شاغل بغمه، لا یثق بغیر ربه؛مشغول غم خود هستند؛ بجز خدا، به كسی تكیه نكنند.

د: حزن برای اهل بیت:

امام صادق(ع)فرمود:نفس المهتم لنا، المغتم لظلمنا تسبیح وهمه لنا عبادة؛

نفس كشیدن كسی كه برای ما اندوهگین و برای ستمی كه به ما شده، غمگین است، تسبیح می باشد و همت گماشتن او

برای ما، عبادت است.

و روایات متعدد دیگر كه از حزن و غم به نیكی یاد كرده اند، مانند حزن شیعیان، حزن و زهد، حزن و دانش،

حزن و شناخت، حزن و ایمان.

ویژگی ها :

از بررسی و مقایسة این روایات، این نكته استفاده می شود:

الف. از نگاه اهل بیت:حزن ممدوح مورد تایید است.

ب. این حزن، بی هدف نیست و هدف آن، دستیابی به اهداف عبادت، مثل تقرب، تقوا و رضآیت الهی است.

ج. حزن ممدوح، نتیجه یقین می باشد.

د. این حزن، به معرفت و شناخت دینی وابسته است.

ه. این حزن، از روی احساس مسؤولیت در قبال ظلم ظالم و حق شناسی است.

ونقش "كنترل " حزن بسیار قابل توجه است. شخص مؤمن باید حزن خویش را مخفی نگاه دارد و در مباشرت با

مؤمنان دیگر، با رویی گشاده گفت و گو كند. مؤمن فقط باید برای خدا محزون باشد؛ لذا حتی مؤمنان دیگر نباید متوجه

حزن او شوند. حزن او نیز نباید آسیبی به روابط با دیگران بزند؛ پس باید حزن خود را كنترل كند، تا فردی غمگین،

جلوه نكند و همه می دانیم چنین كاری چقدر دشوار است.

ز. این حزن، حزن كسالت آور و عزلت آور نیست؛ بلكه محرك به سوی كسب رضای الهی است. اساساً بخشی از غم

مؤمنان به سبب آن است كه نمی دانند آیا مطابق رضای الهی زندگی كرده اند یا نه؟ اولین فایده این غم، حركت در

راستای زدودن عوامل آن است. از ویژگی های این انسان ها، تعادل صفت خوف و رجا می باشد و كنترل این نوع

حزن، بی شك یك مهارت رفتاری است.

 

نتیجه گیری برای موضوع غم و شادی  و مذهب تشیع:

شادی بر طبق تعاریفی که ذکر شد احساس رضایت و کامیابی است.شادی همچون نفس كشیدن، عشق ورزیدن، درد كشیدن و... از امور بدیهی، طبیعی و جزء پدیده‌های رایج زندگی بشر است كه مفهوم آن بر انسان پوشیده نیست. شادی، همان انبساط و نشاط درونی است كه همواره انسان با رسیدن به مطلوب و برآورده شدن مقصود به‌طور حضوری آن‌را در خود احساس و درك كرده و معمولاً با تبسّم، خنده و... همراه است.پس این منظور از شادی است که برای انسان لازم است که با هر دو دیدگاه اسلامی و غیره بررسی اجمالی صورت گرفت.

در باره غم هم که مفصلا بحث شد و غم در روانشناسی و تفاوت ان با افسردگی و تقسیم آن به غم پسندیده و ناپسند مشخص شد  و احادیثی در رابطه با غم برای شما آورده شد و خواص مومنین که در برخی احادیث به این غم در خواص انها اشاره شده است و ذکر شد که این حزن، حزن كسالت آور و عزلت آور نیست؛ بلكه محرك به سوی كسب رضای الهی است. اساساً بخشی از غم مؤمنان به سبب آن است كه نمی دانند آیا مطابق رضای الهی زندگی كرده اند یا نه؟ اولین فایده این غم، حركت در راستای زدودن عوامل آن است.

عده ای در رابطه با روایاتی كه غم را ممدوح شمرده اند، اشكالی مطرح كرده اند مبنی بر اینكه دین اسلام و به خصوص تشیع،

دینی غم پرور است كه باعث ترویج افسردگی میان پیروان خود می باشد.

برای پاسخ به این اشكال، ابتدا ویژگی های افسردگی را در متون روان شناسی برشمردیم و نشان دادیم كه غم، تنها یك نشانه

از چندین نشانه افسردگی است.

روایاتی كه غم و اندوه را ستایش كرده اند، نه تنها مؤمنان را به افسردگی سفارش نمی كنند؛ بلكه باعث پویایی و شادابی واقعی روز افزون آنان می شوند و از مراتب بالای شناختی و عاطفی آنان خبر می دهند. از طرف دیگر اشكال كنندگان باید به روآیتی كه غم را مذموم دانسته اند نیز نگاه كنند. در آن صورت، متوجه خواهند شد كه غم به خودی خود هیچ ارزشی ندارد؛ بلكه بسته به علت آن، ارزشگذاری می شود. اگر علت آن، دنیاگرایی، شك و تردید، حسادت، كینه و حسرت و... باشد، غم ایجاد شده نیز مطلوب نیست؛ اما اگر علت این غم، اهتمام شخص به اینده ایمانی و آخرتی خود باشد، غم پسندیده و حتی مورد توصیه دین می باشد.

دربارة مسائل آئینی مانند عزاداری برای امام حسین(ع)نیز همین رویه برقرار است. اهل بیت:به طرز ویژه ای به اقامه مصائب اهل بیت در كربلا پرداخته اند. سؤال اینجا است كه چرا اهل بیت:تا این اندازه به اقامه عزای امام حسین(ع)از خود اهتمام نشان داده اند. جالب این است كه توصیه های اهل بیت:از كم ترین تلاش ها كه غمگین شدن است، تا گریه كردن و گریاندن و یاد كردن واقعه كربلا در مناسبت های مختلف را شامل می شود.

تأكید بر اقامه عزا و ذكر مصائب امام حسین(ع)حكمت های متعددی دارد كه ما به برخی از آن حكمت ها آگاهی داریم و برخی دیگر هنوز برای ما ناشناخته است. از جمله حكمت های آن زنده نگه داشتن اهداف آن حضرت و احیای اسلام و مقاومت در مقابل دشمنان است. و به اصطلاح "گریه بر مظلوم فریاد بر ظالم است. " كه در این مسیر معرفت لازم برای امر به معروف و نهی از منكر در سطوح اجتماعی و حكومتی نیز كسب و احیا می شود و یكی از حكمت های مهم دیگر اقامه عزا و ذكر مصائب امام حسین(ع)تطهیر قلوب و تزكیه نفوس است. از این رو می بینیم بعد از ذكر مصائب و گریه بر آن ها، نه تنها افسردگی بر انسان هجوم نمی آورد بلكه احساس سبكبالی می كند. به تعبیر دیگر تجربه ثابت كرده است كه گریه بر حسین(ع)نه تنها افسردگی نمی آورد بلكه انسان را به نشاط برتر می رساند. و همچنین است بكاء بر نفس، گریه بر ظلم هایی كه به نفس خود روا داشته ایم.

از این رو اگر گریه و حزن برای امام حسین(ع)در مسیر طبیعی خود حركت كند،به افراد جامعه نیروی لازم را برای احیای اهداف امام حسین(ع)می دهد؛ لذا این نوع حزن با توجه به مقدمات ذكر شده، نه تنها اشكال ندارد، بلكه پسندیده نیز هست
اگر در روان شناسی بتوانیم به این شیوه بین انگیزه ها تفاوت قایل شویم و انگیزه های متعالی و غیر مادی را نیز در روان شناسی بررسی كنیم، در آن صورت هر دو بخش از غم كه در روآیت ذكر شده است، با یافته های علمی همسو خواهند شد و هیچ تضادی بین آن ها مشاهده نخواهد شد.


دوستان توجه فرمودید که غم و شادی چه از نظر اسلام و چه از نظر دیگر عقلای عالم با تعریفی که اکثر ما از اون داریم متفاوت هستش و تا اینجا به این سوال که آیا مذهب ما غم آفرین است پاسخ دادیم...


حال به نظر برخی بزرگان در رابطه با مجالس امروزی مولودی خوانی می پردازم و بعد یک نظر شخصی برای شما ارائه خواهم داد که قابل بحث است و بنده هنوز باید بر روی آن مطالعات تخصصی تری انجام بدهم.

نظر رهبری در رابطه با مجالس مولودی اهل بیت که در دیدار امسال ایشان با مداحان بیان شد :

بنده خودم روضه خوانم، لزومی ندارد در مجلس مولودی حتما روضه خوانده شود         .

 البته امروز یك نكته‌اى در جلسه‌ى ما وجود داشت كه این نكته، نكته‌ى مستحسنى است. من در این سالهاى طولانى، خیلى اوقات به برادران مداح كه اینجا میخواندند، این اعتراض را میكردم كه جلسه‌ى جشن و مولود را تبدیل میكردند به مجلس عزادارى؛ مفصّل روضه خواندند و اشك گرفتند! هر چیزى به جاى خودشبه شما میگویند مداح. مداح یعنى چه؟ شاخصه‌ى اصلى شما مداحى است، نه روضه‌خوانىروضه بخوانید، بنده طرفدار روضه‌خوانى‌ام، خودم هم روضه‌خوانم. اینجور نیست كه در مجلس مولودى‌خوانى ائمه (علیهم‌السّلام) هم حتماً باید یك روضه‌اى خوانده شود، یك دمى داده شود، یك اشكى گرفته شود؛ هیچ لزومى ندارد. بگذارید عواطفى كه مردم نسبت به ائمه (علیهم‌السّلام) دارند، در خارج اینجور وانمود نشود كه منحصر است در قضیه‌ى گریه و سینه‌زنى و عزادارى؛ نه، عزادارى به جاى خود، مدیحه و مولودى‌خوانى و شادى هم به جاى خود؛ اینها را نباید با هم مخلوط كرد.

البته رهبری در گذشته هم به شاد برگزار کردن محافل اهل بیت تاکید فرموده بودند.

نظر حجت الاسلام شهاب مرادی :

سوالی برای چند نفر از عزیزان پیش آمده بود که چرا در ماه شعبان یا روز ولادت ایشان(حاج محمود کریمی) اشاره به روضه کردند -آن هم به اصرار من- مگر نه اینکه ... یفرحون لفرحنا و یحزنون لحزننا!

این اشتباه را مکرر می شنوم اما از جوانان خردمند و باهوش کلاس مجردها کمی بعید بود.

به راستی اهل بیت علیهم السلام را چه اموری خوشحال و شادمان می کند؟ و چه چیز محزون و غمگین؟

 این شادی و غم که فرمودند چقدر قلبی و روحی است و چقدر همین خنده و گریه است؟ به قول حافظ "خنده و گریه عشاق ز جایی دگر است"

 اهل بیت از چه چیزی شاد می شوند؟ اول از غلبه حق بر باطل، رواج توحید و اسلام ناب محمدی که ولایت اهل بیت علیهمالسلام است، از تقوی و عبادت و ترک گناه و انجام توبه، جلوه های گوناگون اخلاق کریمه و حمیده  مانند رحم و مهربانی،بذل و انفاق، گذشت و آقایی و کرامت و ...

و از چه ناراحت می شوند؟ از مغلوب شدن حق و غلبه باطل، از مهجوری قرآن و اهل بیت علیهم السلام از رواج معاصی و ترکعبادات، از رشوه و ربا، از ظلم و تعدی به مظلوم و مستضعف، از کبر و غرور، از دروغ و نفاق و از هرگناه و معصیتی و از جهل وغفلت و...

اینکه ما علی اکبر را دوست داریم و گاهی برایش گریه می کنیم این موجب ناراحتی اهل بیت می شود یا موجب شادی اهل بیت؟!
باید هر یک قلب و جان مان را با اهل بیت تنظیم کنیم تا ان شاءالله غم و شادی ما از جنس غم و شادی آنها باشد. از چیزی که اهل بیت را شاد می کند شاد شویم و از چیزی که آنها را ناراحت می کند ناراحت؛ آن وقت می بینیم که چقدر دلمان برای مظلومین بحرین و قطیف و ... خون است و بیشتر دست به دعا برداریم

نظر حاج محمود کریمی :

روضه امام حسین نمک مجلس است

این مداح با اشاره به رهنمودها و تذکرات مقام معظم رهبری به مداحان گفتبعد از مراسم ولادت حضرت زهرا سلام الله علیها خیلی ها به من زنگ زدند و ابراز خوشحالی کردند و گفتند که منظور حضرت آقا شما بودید! و حتی یک روز هم یکی از مسئولین زنگ زد و گفت: آقا به شما چه گفت؟ به آن مسئول کشوری گفتم: 364 روز سال آقا به شما امر می کنند و عمل نمی کنید، ولی 1روز آقا به ما می‌فرمایند و ما می گوییم: چشم.

وی در ادامه گفت که بعضی وقت ها صحبت های آقا را درست انتقال نمی دهند و در این باره  توضیح داد: پس از مراسم به آقا عرض کردم اگر مراسم جشنی در شب جمعه که مصادف با شب زیارتی حضرت اباعبدالله است، برگزار شود، چه کنیم؟ آقا خودشان فرمودند: روضه امام حسین نمک مجلس است.

طرف صحبت حضرت آقا در آن فرمایش در اصل با کسانی بود که در مراسم جشن دم می دهند و سینه می زنند.

نتیجه نهایی (برداشت و پیشنهاد حقیر) :

با احترام به نظرات متفاوت؛ با توجه به نظر رهبری ایشان فرموده اند که لزومی برای روضه خوانی در مراسم شادی اهل بیت وجود ندارد ولی نفرمودند که اشکال دارد ولی توصیه کردند که خوانده نشود وبهتر در باب اطاعت و ولایت پذیری، این استنباط می شود که روضه خوانده نشود.حاج محمود کریمی هم که انتقاداتی به مجالس ایشان درمورد رعایت نکردن کلام رهبری در این رابطه  وارد شده بود پاسخ فوق را با اشاره به فرموده ی آقا رائه کردند.

در یک دید کلی، بنده توصیه به رعایت نظر حضرت آقا می کنم ولی در ضمن اشکالی در خواندن روضه با توجه به تاثیرات مثبت روانی و دست یابی به شادی حقیقی نمی بینم مگر در جایی که محل آن نباشد.این بدان معناست که می توان روضه هم خواند (همانطور که آقا نفرمودند که اشکال دارد).این تشخیص به عهده ی آقایان مداح و مسئولین جلسه و با توجه به ذائقه و فرهنگ مستمعین است.جلساتی هست که اکثر قریب به اتفاق در خواست قلبی شان این است که به روضه اشاره شود و از صفای روضه بهره مند شوند.بنده در جلسات اگر زوایای این مسئله بر طبق این مطالعه آشکار شود مانعی نمی بینم اما پس از فرهنگ سازی و اطلاع رسانی مناسب و مباحثه پیرامون این مطالب برای اکثر افراد.پس تا آن لحظه توصیه می کنم به رعایت بیشتر و برگزاری شادی ، آنگونه که عرف است و نخواندن روضه مگر این کار با پیشنهاد یا اعتراض بیشتر دوستان همراه شود.تلاش شود برای اطلاع رسانی این مطلب که شادی حقیقی در رضایت قلبی و رضا در اتصال به اهل بیت علیهم السلام است(چون وصل به دریای بی کران الهی شدن و دوری از هر کم و کاستی  است) و روضه باب این اتصال را با توجه به فضای حسی و ارتباط قلبی که حاکم می کند ، بیشتر فراهم می کند.اما با توجه به فرموده رهبر عزیز و در صورتی که شرایط مذکور فراهم نیست توصیه به نخواندن رعایت شود.

در این تحلیل بنده از تحقیقات بزرگان دیگر استفاده کردم و باید ارجاع به تحقیقات ایشان می دادم که این کار رو به آینده موکول می کنم و امیدوارم من را بابت این استفاده از مطالبشان حلال کنند.هر چند قطعا این ارجاع را در آینده خواهم داد.علارقم بررسی های مناسب قطعا ایراداتی هست و بنده با کمبود وقت این مطلب رو نگاشتم که نقایصی هم خواهد داشت.بعدها انشالله در فرصت مناسب اصلاحاتی در آن صورت خواهم داد.

نظرات شما رو موافق یا مخالف با آغوش باز پذیرا هستم فقط خواهشا مطلب رو تماما بخونید بعد نقدی به نتیجه وارد کنید.البته نظر شما با خواندن تمام متن حتی می توانه مخالف من باشه که محترم هستش و در صورت وجود فرصت مناسب با هم مباحثه خواهیم کرد.

از حضرت صاحب الزمان درخواست دارم که دعا کنند برای ما تا امور ما برای خداوند خالص شوند و کارهای ما مورد رضایت حق واقع شود...

ومن الله التوفیق




می توانید دیدگاه خود را بنویسید
How do you get Achilles tendonitis? سه شنبه 17 مرداد 1396 05:03 ق.ظ
Very nice post. I just stumbled upon your blog and wished to say that I've really enjoyed surfing around your blog
posts. In any case I'll be subscribing to your rss feed and I hope you write again soon!
What causes burning pain in Achilles tendon? یکشنبه 15 مرداد 1396 09:14 ب.ظ
Hi! I know this is somewhat off topic but I was wondering if
you knew where I could find a captcha plugin for my comment form?
I'm using the same blog platform as yours and I'm having difficulty finding
one? Thanks a lot!
Can exercise increase your height? یکشنبه 15 مرداد 1396 04:41 ب.ظ
You actually make it seem so easy with your presentation but
I find this matter to be really something that
I think I would never understand. It seems too complex and very broad for me.
I am looking forward for your next post, I'll try to
get the hang of it!
foot pain ball پنجشنبه 1 تیر 1396 03:22 ق.ظ
Sweet blog! I found it while searching on Yahoo News. Do you have any tips on how to get listed
in Yahoo News? I've been trying for a while but I never seem to get there!

Appreciate it
jimmieminniear.hatenablog.com یکشنبه 7 خرداد 1396 11:58 ب.ظ
Greetings! I've been following your blog for some time now and finally
got the courage to go ahead and give you a shout out from Humble Tx!
Just wanted to say keep up the good job!
manicure دوشنبه 21 فروردین 1396 07:53 ب.ظ
This site really has all the info I needed about this subject and didn't know who to ask.
مریم دوشنبه 27 اردیبهشت 1395 03:08 ب.ظ
به نظر بنده نیاز به روضه خوندن در مراسم مولودی نیست .اگر همان اشعار مدیحه با احساس مداح درآمیزد خود به خود اشک ارادت بر گونه ها جاری میشود بارها در مجالس مولودی دیده ام در حالی که حضار دست میزنند چشمانشان اشکی است و این بسیار بسیار تاثیر زیادی بر نشاط روح دارد .اشکهای در حال دست زدن، نشان میدهد که ارتباط فرد با معصومی که شعر برای او خوانده میشودبرقرار شده و قلبا شعر را قبول داردو از صمیم قلب برای جشن میلاد مولایش کف میزند.
محمدرضا محمدزاده پاسخ داد:
سلام.
حق با شماست.اشک محبت اتفاقا تاثیر فراوانی داه و دل رو به محبوب نزدیک تر می کنه.شعر خوب لازمه ی اجرای درست فرموده شماست.
ممنون
محمود ذوالفقارزاده دوشنبه 19 آبان 1393 08:41 ق.ظ
سلام آق رضا مطالبتون جالب بود اما وقتی برای خواندن آنها نداشتم"یاعلی
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
 
آخرین مطالب
نویسندگان
دیگر موارد
تعداد مطالب :
تعداد نویسندگان :
آخرین بروز رسانی :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
بازدید کل :
آخرین بازدید :