تبلیغات
تبیین کده - عاقبت مختار... بهشت یا جهنم؟
بازی هاGames
برنامه هاApplications
گرافیکGraphic
درباره وبلاگ
About Us

دنیا را نباید دید! بلکه باید به آن نگاه کرد.
مدیر وبلاگ : محمدرضا محمدزاده
جستجو
Search
موضوعات
Category
آمار سایت
Statistics
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
امروز :
آخرین بروز رسانی :
نویسندگان
Author

متولد 1365 شهرستان کاشمر
کارشناسی ارشد مدیریت استراتژیک منابع انسانی دانشگاه تهران
پیوندهای روزانه
Daily Links
آرشیو
Archive
لینک های سایت
Links
ابر برچسب های سایت
Tags
جدید ترین مطالب
Recent Posts
امکانات جانبی
Codes
اختصاصی عاقبت مختار... بهشت یا جهنم؟


آیا مختار عاقبت به خیر نشد؟


مهم ترین اقدام مختار را می‏توان مقابله با سپاه شام دانست. این مقابله در سال 67 هجری میان سپاه اعزامی مختار، به فرماندهی ابراهیم بن اشتر، و سپاه شام، به فرماندهی عبید الله بن زیاد، صورت گرفت. در این جریان برخی از مهم ترین رهبران شام، كه مدتها در جنگ های مختلف علیه عراق شركت كرده بودند، كشته شدند. عبید الله بن زیاد، حصین بن نمیر سكونی، شرحبیل بن ذی الكلاع، از كشته شدگان بودند. باقیمانده سپاه نیز لنگان و گریزان در سرزمین موصل آواره گشتند.
از این رو بصره، مأمن فراریان كوفه و پایگاه زبیریان در عراق گشت.

فراریان كوفه از مسببین اصلی حمله مصعب بن زبیر به كوفه بودند. آنها با تحریك مصعب بن زبیر، او را وادار كردند تا مختار را سركوب كرده و كوفه را نیز زیر سلطه زبیری ها درآورد. در این رابطه افرادی چون محمد بن اشعث‏ بن قیس كه از قاتلان امام حسین(ع)بود، در شمار افرادی بودند كه به عنوان یكی از فرماندهان نیروهای زبیری به كوفه حمله برد. آنها علاوه بر آن، افرادی را فرستادند تا با تبلیغ، مردم را از حمایت مختار باز دارند. اضافه بر آن، ابراهیم اشتر، كه خود در موصل حاكمیت‏یافته بود، حاضر به بازگشت ‏به كوفه برای حمایت از مختار نشد. مختار نیز كوشید تا مردم كوفه را بسیج كند. او گفت كه چگونه اشراف فراری موجب تحریك سایر گناهكاران شده‏اند تا حق را از بین برده و باطل را حاكم كنند. هنگامی كه نیروهای دو طرف در برابر هم قرار گرفتند، زبیری ها خواستار آن بودند كه نیروهای مختار با پذیرفتن بیعت ‏با عبد الله بن زبیر به عنوان‏ «امیر المؤمنین‏» دست از جنگ بردارند. یاران مختار نیز از آنها خواستند تا با مختار بیعت كرده و خلافت را به‏«آل رسول‏» واگذار كنند.
در این جریان فرمانده اصلی نیروهای زبیری، مهلب بن ابی صفره، و فرمانده نیروهای مختار، احمر بن شمیط بود. محمد بن اشعث نیز فرماندهی نیروهای فراری كوفه به بصره را بر عهده داشت. جریان درگیری به نفع زبیری ها خاتمه یافت و مختار با گروهی از یارانش به شهادت رسیدند. (1)
شواهد فراوانی در دست است كه بیانگر اعتقاد مختار و یارانش به تشیع و علاقه فراوان آنها نسبت‏به اهل بیت(ع)می باشد؛ به طوری كه از نظر تاریخی نمی‏توان در این باره تردید كرد. همچنین شواهدی بر حمایت محمد بن حنفیه از او است كه بخوبی می‏تواند مؤید قیام مختار، هر چند به صورت نسبی، باشد.

موضع خود مختار نیز در انتقام گرفتن از اموی ها و اشراف بخوب
ی می‏تواند نشان دهد كه برای رسیدن به هدف، حاضر شد موقعیت‏خود را به خطر انداخته و به دستگیری و قتل قاتلین امام حسین(ع)بپردازد.
اما از آنجا كه او ضربات زیادی بر پیكر اموی ها وارد كرد و زبیری ها را نیز مورد حمله قرار داد، آن ها كوشیدند تا انواع و اقسام اتهامات را به او نسبت دهند.
اتهاماتی چون: ادعای ‏نبوت‏ برای خودش! ادعای‏مهدویت‏، برای ابن حنفیه و تأسیس فرقه كیسانیه و شایع تر از همه نسبت دادن لقب‏ «كذاب»‏ به مختار است كه در تمام متون بدان اشاره شده است. اغلب این نسبت ها، همان گونه كه یكی از محققین نیز اشاره كرده، بعد از مرگ مختار به او نسبت داده شده است. (2)

به باور، ما به فرض كه مختار اشتباهاتی داشته باشد، باید دانست، مهم ترین عامل برای متهم كردن او ضرباتی است كه او بر پیكر امویان و زبیریان وارد كرده است. هنگامی كه خبر كشته شدن مختار به مكه رسید، ابن زبیر خبر را چنین به ابن عباس داد:
«الم یبلغك قتل الكذاب؟‏ آیا خبر كشته شدن كذاب به تو نرسیده است؟»
ابن عباس گفت: كذاب كیست؟ ابن زبیر گفت: مختار است. گویا تو كراهت داری كه او را كذاب خطاب كنی، ابن عباس گفت: «ذلك رجل قتل قتلتنا و طلب بدمائنا و شفی صدورنا و لیس جزاءه منا الشتم و الشماتة‏؛(3) او كسی است كه قاتلان ما را كشته، انتقام خون ما را گرفته، دل های ما را تسكین داده و پاداش چنین كسی از سوی ما این نیست كه او را دشنام دهیم».
بار دیگر وقتی كه پیش او ذكری از مختار به میان آمد، ابن عباس گفت: «صلی علیه كرام الكاتبون‏». (4)

گفته شده است كه: ابن عباس و ابن حنفیه و حتی ابن عمر هدایای مختار را می‏پذیرفتند. (5)
زمانی كه سر عبید الله را به مدینه نزد علی بن الحسین(ع)آوردند، گفته‏اند: «لم یبق من بنی‏هاشم احد الا قام بخطبة فی الثناء علی المختار و الدعاء له و جمیل القول فیه». (6)
نیز از امام باقر(ع) روایت شده است:
«لا تسبوا المختار، فانه قتل قتلتنا و طلب ثارنا، و زوج ارامنا و قسم فینا المال علی العسرة‏؛ (7) او را دشنام ندهید. او قاتلین كشته‏های ما را كشته، انتقام ما را گرفته، یتیمان ما را شوهر داده و در وقت عسرت به ما كمك مالی كرده است.»

پی نوشت ها:
1. تاریخ طبرى ، محمد بن جریر طبرى ، ج‏8، ص:3394 ، ترجمه ابو القاسم پاینده، تهران، اساطیر، چ پنجم، 1375ش .
2. جمل من انساب الأشراف، أحمد بن یحیى بن جابر البلاذرى ، ج‏6، ص:446، تحقیق سهیل زكار و ریاض زركلى، بیروت، دار الفكر، ط الأولى، 1417/1996.
3. همان، ج‏3، ص 287.
4. همان ، ج‏6، ص 446.
5. الطبقات الكبرى، محمد بن سعد بن منیع الهاشمی البصری، ج‏5، ص 74 ، تحقیق محمد عبد القادر عطا، بیروت، دار الكتب العلمیة، ط الأولى، 1410/1990.
6. معجم‏رجال‏الحدیث ،خویی، ج 18، ص 95.
7.بحار ج45ص351،ناشر اسلامیه .

منبع : www.pasokhgoo.ir
نویسنده : جمعه 20 اردیبهشت 1392 - 12:26 ق.ظ نظرات () موضوع : تبیین شبهات، فرهنگی - مذهبی، ادامه مطلب
نظرات
Comments
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.